Online User بخش سرگرمی و خنده دانشجویی(بخند و شادی)
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 نظرات وانتقادات

بخش سرگرمی و خنده دانشجویی(بخند و شادی)
جمع دوستان+تفریح+خنده+شادی+پست های جدید+قهقهه+جوک+داستان+مطالب+سرگرمی+خفن+شوخی+اخبار جالب+طنز تصویری
قالب وبلاگ
Create your flash banner online in 5 step Create your flash banner free online
لینک دوستان
Create your flash banner free online Create your flash banner free online
 

سلام

امروز میخوام در مورد این برنامه هایی که روی موبایلا نصب میشه صحبت کنیم

مثل وایبر و واتزآپ و لاین و ....

شما استفاده میکنی؟

نظرتون چیه؟

به نظرتون چه تاثیری تو زندگی روزمره ی ما داره؟

به نظرتون تو مراسمای مذهبی مون مثل عزاداری های تو حسینیه ها چه تاثیری داره؟

 

م.میثم پی نوشت:میخوایم بحث منطقی داشته باشیم....موضع گیری غیر معقول ممنوع!!!

 

*********************بیشتر بخوانید ادامه مطلب********************

 

مطالب ارزشمندی تو نظرات این پست هست دوست داشتین مطالعه کنید

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، حرف دل
برچسب‌ها: وایبر, و, واتزآپ, لاین
ادامه مطلب
[ شنبه 3 آبان1393 ] [ 10:44 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

http://www.xum.ir/images/2014/06/16/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-15.jpg

جهت ورود به وبلاگ نویسندگان کلیک کنید

http://s2.picofile.com/file/7261984729/bca13117532621.gif

 

 
[ شنبه 30 آذر1392 ] [ 1:38 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

يادم بده ساعتم را .....براي کدام جمعه کوک کنم.....
آمدنت را....ثانيه ها فرياد ميزنند.....
يک روز که آخر هفته است.....
و تو اي آخرين مسافر، يک بار براي خدا....
به ساعتت نگاه کن....امروز جمعه است....
""آي ثانيه دوازدهم، خدا کند که بيايي!""


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، مناسبتی
[ جمعه 9 آبان1393 ] [ 16:14 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

الـــلـــه اکـــــــبــــــر بــــــوی جــــمـــل مــــــی آیـــــد

صـــــدای رجـــــزهــای شـیــــر جـــمـــل مــــی آیــــد

مــثـل ایـنـکــه صـدای پــــور شــیــــر جــــمـــل اسـت

آری، قــاسم بــن الــحـسن(ع) ضـربه زنــان مـی آیــد


السلام عـلـیـک یـا قــاسم بــن الــحـسن(ع) . . .


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، مناسبتی
[ جمعه 9 آبان1393 ] [ 10:19 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 20:15 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 20:13 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

 

 

 

 

این متن رو بخونید اگه ضرر کردید با من

 

هنگامی که می‏خواستم از عرض یک خیابان عبور کنم همان وسط خیابان یک‏
مردی جلوی مرا گرفت و از من پرسید که آقا غسل جنابت به تن تعلق می‏گیرد
یا به جان؟ گفتم این را من نمی‏فهمم که (غسل جنابت به تن تعلق می‏گیرد
یا به جان) یعنی چه. غسل جنابت یک نیت دارد که این مربوط به روح‏ است
و بعد ترتیبی دارد که باید نخست سرو گردن و بعد طرف راست و بعد طرف
چپ را شست (و این مربوط به بدن است). آن مرد سری تکان داد و گفت پس
این عمامه را برای چه به سرت هشته‏ ای؟
 ...

سؤالات قلندری


عده‏ای از مردم از علماء جوابگوئی مسائل قلندری را می‏خواهند. اتفاقا عوام یهود

هم می‏رفتند و از پیغمبر اینگونه سؤالات را می‏کردند، مثلا می‏گفتند بگو آن وقتی
که نه جزء روز است و نه جزء شب چه وقت است؟ باید گفت بین الطلوعین.
بعضی از مردم گاهی می‏پرسند که آن چیست که در نماز اگر بگوئی نماز
باطل می‏شود و اگر هم نگوئی باطل می‏شود؟ می‏گویند آن‏ نیت است که
اگر (در حال نماز) بر زبان بیاوری نماز باطل می‏شود و اگر هم نیت نکنی
نماز باطل است. یادم هست در وقتی که ما بچه بودیم یک‏ کسی بود که
از این مسائل قلندری خیلی بلد بود، یک وقت یک مسأله‏ای طرح‏ کرد که
احدی نتوانست جواب او را بدهد، گفت آن کدام نماز است که با صدای الاغ
باطل می‏شود؟ هیچ کس نتوانست جواب بدهد، بالاخره خودش گفت‏: شما یک
وقت در بیابان با الاغ مشغول رفتن هستید و آب هم در بار الاغ‏ دارید، بعد این
الاغ را گم می‏کنید و هر چه می‏گردید او را پیدا نمی‏کنید و از آب مأیوس
می‏شوید، ناچار برای نماز تیمم می‏کنید و چون مشغول نماز می‏شوید صدای
عرعر الاغ بلند می‏شود، در اینجا نماز شما باطل است، باید وضو بگیرید
و نماز بخوانید، پس این نمازی‏ است که با صدای الاغ باطل می‏شود. اینها
انحراف و گمراهی است.

یاد بگیریم درست سوال کنیم و سوالِ درست بکنیم 



شهید مطهری . خاتمیت 

موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده، داستان های جالب و عبرت آموز
[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 16:49 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
در اتاقي يك زن و شوهر نشسته اند.

يكنفر هم در حال خواندن نماز است،

نفر چهارم هم روزه دارد.

به ناگهان مردي از در وارد مي شود،

با واردشدنِ او، اين زن و شوهر به هم حرام مي شوند.

نماز آن شخص و روزه نفر چهارم هم باطل مي گردد. چطور چنين چيزي ممكن است؟

 

پاسخ ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 آبان1393 ] [ 10:6 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

دم همه نذری پزا گرم


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، مناسبتی
[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 17:16 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
من يك سكّه كوچك را در چاهي عميق مي اندازم،

آنگاه در عرض يك دقيقه مي روم در مي آورم، چطور چنين چيزي ممكن است؟


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 8:39 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
نمازهایمان اگر "نماز" بود که موقع سفر ذوق نمیکردیم از
شکسته شدنش..
نمازهایمان اگر نماز بود که 
رکعت آخرش اینقدر کیف نداشت..! 
نمازهایمان اگر نماز بود که 
تبدیل نمیشد به ماشین حساب..!
نه 
نمازهایمان نماز نیست..
اگر نماز بود،یک کارواش قوی میشد
و
با فشار میشست از دلمان همه ی
سیاهی را،
لکه ها را،
زشتی ها را..
اگر نماز بود،میشد کیمیا
و
مس وجودمان را تبدیل میکرد به طلا..
اگر نمازمان نماز بود،میشد پل
میشد پناهگاه
میشد دارو
میشد درمان
میشد میعادگاه..
خدایا تو که درهای آسمانت را سخاوتمندانه باز کرده ای
من از تو فقط یک چیز میخواهم
بر من منت بگذار و کاری کن نمازهایم "نماز" شود
فقط همین


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، حرف دل
[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 8:20 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

تو آمریکا مراسم روضه بود.......

شب اول ی سیاه پوست هم اومد مراسم

براش ی مترجم گذاشتیم

شبای بعد همین جور هی تعداد سیاه پوست ها زیاد میشد تا مجبور شدیم
ی جای دیگه رو هم برا مراسم بگیریم

شب آخر 150 تا سیاه پوست گفتن که میخوان شیعه بشن!

پرسیدم برا چی میخواهین شیعه بشین؟! همه نگاه کردن به سیاه پوستی که شب اول اومده بود روضه!

ازش پرسیدم برا چی شیعه؟!! گفت شب اول ی تیکه از روضه جوانی رو خوندی!!! غلام سیاه امام حسین

همونی که وقتی امام حسین سر جوان رو گذاشت رو پای خودش، جوان سه بار سرش رو انداخت و گفت جایی که سر علی اکبر بوده جای سر غلا سیاه نیست!! ولی امام حسین سرش رو گذاشت رو پاهاش و جوان شهید شد!! من رفتم و گفتم بیاید که دینی رو پیدا کردم که توش سیاه و سفید فرقی نداره

ز معصیت سیه است روی نوکرت ارباب,
بیا و بار دگر روسیاه را دریاب


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، داستان های جالب و عبرت آموز، مناسبتی
[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 8:17 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

گفتند دستانش را قطع کنید

تا سنت دست بوسی در آنان برچیده شود

اما کوفیان نفهمیدند

ما اصالتا پابوس این خانواده ایم

السلام علیک یا قمر بنی هاشم علیه السلام


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، مناسبتی
[ چهارشنبه 7 آبان1393 ] [ 8:12 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
زني را در خيابان ديدم كه پسربچه اي را به دنبال داشت.

از او پرسيدم: اين پسر با توچه نسبتي دارد؟

گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنين چيزي ممكن است؟

 

پاسخ: ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 آبان1393 ] [ 8:53 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند.

آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت.

وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت،

او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت.

لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟

 

پاسخ:ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ سه شنبه 6 آبان1393 ] [ 8:46 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .

 امیرکبیر

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت خیر.

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت: نه

با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟

جواب داد: هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت:

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت:

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

 

منبع: کتاب آخرین گفتارها


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، داستان های جالب و عبرت آموز
[ دوشنبه 5 آبان1393 ] [ 10:10 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

سوال از حضرت علي

از حضرت علي (ع) پرسيدند :
واجب و واجبتر چيست؟ 
نزديك و نزديكتر كدامند؟ 
عجيب و عجيب تر چيست؟ 
سخت و سخت تر چيست؟ 
اگر شما بوديد چه جوابي مي داديد؟ حضرت علي چه جوابي داد؟
 
(دوستان سعی کنید این حدیث رو حفظ کنید...خیلی به درد میخوره)
 
پاسخ ادامه مطلب...

موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ دوشنبه 5 آبان1393 ] [ 9:32 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد.

اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.

ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند.

جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ دوشنبه 5 آبان1393 ] [ 9:29 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

عاشقی فقط برا اهل بیت خوبه.........چون همش رحمته.....

 

 

ما از عشق زمینی جز زجر و زاری ندیدیم......اگه مال و ثروت و خونه و ماشین باشه زحمته....

اگر هم عشق به آدمی باشه که منت و عذابه...

اگه بفهمه عاشقی همون یه ذره دلخوشیت رو هم میگیره....

 

یا امام حسین دلم میخواد از همه چی دل بکنم......

به خدا این دفعه دیگه راست میگم.....

درسته بدم درسته عهد شکنم ولی خدا خودش میدونه دوست دارم خوب باشم....

به همین نیتی که کردم قسم میخورم.....

 

دوستان من میخوام هر روز حد اقل کاری که میتونیم انجام بدیم رو انجام بدم......

 چهل روز قرائت زیارت عاشورا.....

عزارداری و ارادت.... به طبل و دهل و زنجیر و شیپور نیست.....

به دل شکسته س...

به دل شکسته زینب کبری(س) قسم ... به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) که از همه ی دنیا برام عزیز تره....

دل شکسته آدم رو خیلی بالا میبره.....میبره تا خود خدا.....

 

هرکی هم خواست که با هم هم مسیر بشیم بگه.....

 

و من الله توفیق....


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، حرف دل
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 17:37 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
سلام دوستان

ایام تعزیت امام حسین (ع) تسلیت...

امروز رفته بودم دنبال آبجیم از مدرسه بیارمش......

منتظر بودم تا تعطیل بشن.....

سرم رو فرمون بود.... تو حال و فکر خودم بودم ...

یهو یه خانمی صدا زد سلام میثم خوبی؟......سرم رو بلند کردم ببینم کیه......نیگاه کردم

دیدم معلم کلاس اولمه...بله کلاس اول دبستان.......ازم پرسید ماشاالله چقدر بزرگ

شدی...چه کارا میکنی....گفتم سلام شما خوبین... یه دفه بهت زده و بدون فکر گفتم هیچی...

.....لیسانسم رو گرفتم میخوام برمخدمت......

".....یه دفه بغض گلوم رو گرفت!ولی بروز ندادما!"

بعد گفت ان شاالله موفق باشی و رفت.....

بغض گرفتم چون....یه لحظه رفتم تو گذشته...همون کلاس اول و همون تخته سیاه و

همون دست گچی خانم عظیمی...

 یه دفعه برگشتم به زمان حال.....نزدیک 16-17 سال میگذره.......

چقدر عمر آدمی زود میره...چقدر زود.....

یه حس عجیبی بود...همین که مثل اون موقع ها که شاگردش بودم اسم کوچیکم رو صدا

کرد...

 

خدا حفظش کنه......ان شاالله که همیشه زیر سایه پر مهر الهی شاد و سر زنده

باشه.......


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، حرف دل
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 17:12 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

شخصي ساده لوح به نماز جماعت ايستاده

و چنين نيت مي کرد:

هرچه در عمرم گناه کردم ام و هرچه هم بعد از اين گناه مي کنم به گردن پيش نماز حاضر،قربتاً الي الله...


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 10:51 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
شتري در صحرا چرا مي کرد و از خار و خاشاک صحرا غذا مي خورد.

کم کم به خاربني رسيد.چون زلف عروسان در هم و چون روي محبوبان تازه و خرم،گردن آز دراز کرد تا از آن بهره اي بگيرد.

ديد در ميان آن يک افعي بزرگ حلقه زده،پوزه برداشت و برگشت و از آن غذاي لذيذ چشم پوشيد.خاربن پنداشت که احتراز شتر از زخم سنان وي و اجتنابش از تيزي خارهاست.

شتر مطلب را درک کرد و گفت:بيم من از اين مهمان پوشيده در درون تست،نه ميزبان آشکار.ترس من از زهر دندان مار است نه از زخم پيکار خار.اگر نه هول مهمان بودي ميزبان را يک لقمه کردمي


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، داستان های جالب و عبرت آموز
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 10:27 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

خداوند سبحان ملخ را بصورت 9 حيوان خلق فرموده است.

صورت مانند اسب،چشم مانند فيل،شاخ عين گوزن،گردن شکل گاو،سينه مثل شير،شکم مثل عقرب،ران مثل شتر،دم مثل مار و پا چون شترمرغ


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، سرگرمی و خنده، اخبار جالب
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 10:23 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟

 

جواب ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 10:0 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]

منظور از جمله «شيخ الحديد مال جديد الاصم شما بود» چيست؟


موضوعات مرتبط: سرگرمی و خنده م.میثم، تست هوش، سرگرمی و خنده
ادامه مطلب
[ یکشنبه 4 آبان1393 ] [ 9:37 ] [ نویسنده:م.میثم نطنز ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فلسفه تشکیل این وب:

گاهی زندگی شادی کردن نیست !

شاد کردن است . . .





سلام بر خوانندگان عزیز به وبلاگ سرگرمی و خنده دانشجویی خوش آمدید
من میثم اسدی هستم اهل نطنز و این وبلاگ رو راه انداختم تا هم وطنام رو با مطالب خنده دار و پاک بخندونم تا که غم و غصه هاشون از بین بره

فقط میخوام هرکی اومد تو وبلاگم برای ظهور مولا و امام زمانمون حضرت مهدی(عج)یه صلوات تو دلش بفرسته بلکه یه دل پاک سبب ظهور مولامون بشه
اللهم عجل لولیک الفرج


فقط بگم که متولد1371 هستم نه زیادی بچم نه زیادی بزرگ


در ضمن شهریوری هستم
به افتخار همه شهریوریا


-♥
--♥
---♥
-----♥
-------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
-------------♥
,•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’`

امیدوارم از این مطالب خوشتون بیاد و حتما برام نظر بذارید









یه صلوات شمار اون پایین هست

امام صادق علیه السلام میفرمایند:
سنگین ترین چیزی که روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده می شود صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.


صلواتـــــــــــــــــــــ

یادتــــــــــــــــــــــــــون

نـــــــــــــــــــــــــره


برچسب‌ ها
خنده (29)
کار (22)
پشه (21)
ع (8)
س (6)
خدا (4)
پسر (3)
طنز (3)
پدر (3)
عشق (3)
عکس (3)
مرگ (3)
و (3)
هوش (3)
مد (3)
خطر (2)
18 (2)
جوک (2)
BMW (2)
92 (2)
نیو (1)
گاج (1)
which (1)
ملخ (1)
دژ (1)
امکانات وب
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 نظرات وانتقادات